سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی

شاعری کنگره ی شعر گرفت

با نام شهید

با یاد شهید ...

شاعران را از پیر و جوان

- از زن و مرد

با هواپیما

ماشین

و قطار

- پشت سر هم وارد کرد

کیپ هم چید در آن کنگره مانند کتاب ...

شاعران

شعرهاشان را در کنگره می خواندند

بی نام شهید

بی یاد شهید ...

پیر ما گفت که آن شاعر خوب

که تنک ریشی دارد با موی تراشیده

بعد از آن کنگره

چند صد میلیون تومان فایده کرد

و پس از آن به سفرها رفت

چه سفرها کرد

- با عائله اش

و غذاها خورد

ویسکی ها نوشید

دانسینگها رفت

گفت:

اینجا جمهوری اسلامی ایران نیست

گفت اینجا

کشوری دیگر و شهری دگر است

مردمانی دیگر دارد

و سخن باید نو کرد

و به آئین باید بود

نه به آئین!

و پس از آن

آروغی زد و به ریش من و تو خندید

و شهادت را

آرزو کرد برای همگی غیر خودش

در اروپا - در امریکا

دلک اش خوش بود با سیر خودش

بی نام شهید

بی یاد شهید.

   *سروده ی : محمدحسین خوش عمل.





تاریخ : پنج شنبه 94/2/17 | 6:47 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر