سفارش تبلیغ
صبا


دل دیـــوانــه ی مــــا تا پی رســوایی بود
پـرده در پــرده غزلجوشی و شیدایی بود

به الفبــــای محبت چـــو دم گــرم گشود
نغمـه ی عشق به گلبانگ نکیسایی بود

خاطراتی که ازو دردل هرغنچه نشست
بــــاغ در بــــــاغ غـزلــواره ی نیمایی بود

جلـــوه تا ماه رخش کـرد در آیینه ی آب
چه دل انگیز ، چه زیبا،چه تماشایی بود

خسته جانی که به رؤیادم جانبخشش دید
چه نیازش بـه نفسهـای مسیحایی بود

عرشیان نقش غبار قدمـش را از فرش
هدیه بردند کــه سرمایه ی بینایی بود

پیــــر مــــا در سفـــر سبـز بهار آیینش
نکته ای گفت که سرمشق اهورایی بود

هفت اقلیــم جهان را به تماشا گشتیم
همه جا عشق به اندازه ی تنهایی بود!




تاریخ : سه شنبه 96/8/9 | 11:29 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر