سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

اغلـــب شــاعـــــران دوران را

بــرکشیــدم ، بزرگشان کردم

خودم این گربه های ریقــو را

خونشان داده گرگشان کردم

***

در «جوانان*»مدیر بودم و هی

شعرشان چاپ کردم از چپ و راست

ولی امروز هیچ یک زینها

بنپرسد که «خوش عمل»به کجاست

***

خرشان چون گذشته است از پل

خود نپرسند: هی! خر تو به چند؟

دمشان سرد ، یخ تر از دلشان

سرشان گرم با چرند وپرند

***

خواستم بیشتر ادامه دهم

ببرم نام ، این ملاعین هم

یکی از ماورا ندا در داد

گفت بس کن که بگذرد این هم!




تاریخ : پنج شنبه 98/11/3 | 11:44 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

غمهای دلم را گفتم

با آتش «می» خواهم سوخت

از آتش می جانم سوخت

عقل و دل و ایمانم سوخت

غمها همه باقی ماندند

***

زین پس من و اندوهی ژرف

هر آنچه که غم فرماید

باید بپذیرم بی حرف

***

خوشبخت سیه مستانی

کز جلوه ی ساقی مردند

در ذهن اقاقی ماندند.





تاریخ : چهارشنبه 98/11/2 | 11:47 صبح | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر