سفارش تبلیغ
صبا
تا دفتر نقّاشی خود باز کند عشق
نقش از پی نقش آرد و اعجاز کند عشق

در میکده یک تن قدح افروز نماند
گر ساز مخالف نفسی ساز کند عشق

تنها نه همین ریخت به هم محفل ما را
بسیار کسا خانه برانداز کند عشق

بر لوح وجودم به جز احساس نماند
جانانه اگر با دلم ابراز کند عشق

تا ما به نیاز آمدگان دل نسپاریم
با قاعده ی حسن بسی ناز کند عشق

نومید مشو از نظر گاه به گاهیش
گر اهل دلی با تو یقین راز کند عشق

پایان همه دربدری ها رسد از راه
گر نغمه به فتوای دل آغاز کند عشق

تا منزل مقصود برد نامه ی ما را
چون قاصدک آن گاه که پرواز کند عشق

از وسوسه ی عقل رها گر که نگردید
کی مرتبه ی شامخی احراز کند عشق

امّید که چون گوشه نشینان خرابات
ما را به جهان شاد و سرافراز کند عشق.
*
(نوروز 1398خورشیدی ـ شهریار)



تاریخ : جمعه 98/1/9 | 9:23 صبح | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

سیــــل اگر آمــــــد تمــــام مملکــــت را آب بـرد

زیر کرسی شیخ ما با آیةالکرسی خوش است!

::           ::      ::                 ::           ::                ::          ::   

سفــــره ی هفــت سیــن سال جدید

بــــود کامــل که سیــــن سیــــل آمد

 

این نه آن سفره ای که برکت زاست

وین نــه سینی که بـــاب میـــل آمد!





تاریخ : چهارشنبه 98/1/7 | 6:12 صبح | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

روزی هــزار مــرتبه می میرم از برات

از بهر من نشد که تو یک بار تب کنی!




تاریخ : شنبه 98/1/3 | 8:9 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

شبـی که همـــره مــــا آمدی بـــه میخانه

شراب های کهن ســـاقـــی فطـن رو کرد


ز چاک پیرهنت غنچه غنچه گل می ریخت

سحـــر که محتسب آمــد دهان ما بو کرد  !




تاریخ : شنبه 98/1/3 | 5:53 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

من رونــق تـــولیـــد نمی دانم چیست

جز مصــرف جــاویـد نمی دانم چیست


از بس که عزا گرفته ام هر شب و روز

اصلآ به خدا عیــد نمی دانم چیست؟!





تاریخ : جمعه 98/1/2 | 7:22 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر

ای دگرگون کننده ی دلها
نام نیک تو شمع محفلها

نوربخش از جمال بی چونی
دیده ها از تو در دگرگونی


ای که تدبیر می کنی شب وروز
نور نام تو جان و دل افروز


زیر و رو از تو حال وسال همه
نظر از لطف کن به حال همه


خود بگردان به مرحمت امسال
حال ما را به بهترین احوال


*** *** ***
روسیاه آمدیم و شرمنده
به سراغ تو ای نوازنده


همگی را به لطف رحمانی
بنواز آنچنان که می دانی


عفو فرما اگر خطا کردیم
مثلا کار نابجا کردیم


گامها در مسیر قول زدیم
قول دادیم و زیر قول زدیم


یا که دادیم طیّ سال کهن
خلق را وعده ی سرخرمن


مستمندان ز خویش آزردیم
نانشان خورده آبشان بردیم


تندخو در محلّ کار شدیم
بنز هم بیش و کم سوارشدیم


نیز کردیم ضمن کم کاری
دیگر آزاری و خود آزاری


چه بگویم چنان چنین کردیم
جورها با مراجعین کردیم

شاد از پستهای جوراجو
ر دوسه فرسخ شدیم ازحق دور


همه گفتیم بی غم و اکراه
کار ما هست خالصآلله


گه به توریه گاه با تقیه
راههامان جدا شد از بقیه


همه کردیم نقش خود انکار
در عمل بالعشیّ والابکار


عمل البته از شقوق بدش
که لشوشند جمله در صددش


*** *** ***
ای بهار آفرین گل پرور
لطف کن از گناه ما بگذر


بکش ای مهربان دائم ما
قلم عفو بر جرائم ما


کاسه بشقاب جمله رافی الحال
پر و پیمان کن ازغذای حلال

ضعفا را توان مالی ده
نمره ی انضباط عالی ده


مرحمت کن به اغنیا قدری
کف بخشنده سعّه ی صدری


*** *** ***
من و یاران شاعرم دربست
کرتیم ای کریم بالادست


انبیایند پیش ، پس مائیم؟
با شما قوم و خویش پس مائیم


خویش خود را نواز با انعام
که نبوده ست و نیست کالانعام


گرچه فرموده ای تو ای معبود
انّ الانسان لربّه لکنود *


ما نه از خیل ناسپاسانیم
گوش ابلیس کر ز خاصانیم


ما کجا عن صلواتهم ساهون**
در صف  یتّبعهم الغاوون ***

مپسند ای عزیز دل ما را
رانده یا مانده پا به گل ما را


از تو خواهیم عمرطولانی
با مزایای فوق انسانی


هریکی صد نه بل صدوسی سال
شادمان بالغدّو والآصال


بعدهم چون که زین سرارفتیم
کلّنا در بهشت جا رفتیم

دوست داریم تا به خوشحالی
فادخلی عبادی **** از عالی


بشنویم و بهشت مست شویم
بی خیال هر آنچه هست شویم


*** *** ***
بارالها به حقّ هشت و چهار
جمع ما را به خویش وا نگذار


ملت سرفراز ایران را
وکلا را و هم وزیران را


دانش و بینش دوچندان ده
دل مسرور و لعل خندان ده


لطف کن بی نیاز غیرشویم
همگی عاقبت بخیر شویم


زیر لب می کنیم هی تکرار
و قنا ربّنا عذاب النّار.
__________
*عادیات:6 **ماعون:6 ***شعراء:224 ****فجر29




تاریخ : پنج شنبه 98/1/1 | 5:19 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر
<< مطالب جدیدتر