سفارش تبلیغ
صبا

هنوز پاپیچ دلم می شود

غزلکی که در دفترچه ی خاطرات تو

رنگ از بهار می گیرد

و دغدغه های پاییزی مرا

اسپندوار

در آتشخانه ی لاله های باژگون می ریزد

***

پروانگی را به من بیاموز

ای که در چشمهایت

خورشید شمعهای خاموشش را

به نام شمعدانیهای رواقت

روشن می کند

***

من همه ی هستی ام را

که در مشتی خاکستر خلاصه می شود

رنگ از حریر آتش می بخشم

و پای فرش بهارزایی لبخند تو می کنم

***

من تا مرگ

فاصله ها را با مساحت عشق پر می کنم

هنگام که ارتفاع زنجموره هایم

در دایره ی اشکها

شوره زار شود

***

هنوز پاپیچ دلم می شود

غزالی که در چشمهای تو

غزلکهایش را

بر بال پروانه ها ترسیم می کند

***

من تا مرگ

فاصله ها را

طاق نصرتی از پروانه می بندم.




تاریخ : سه شنبه 91/3/23 | 5:30 صبح | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر