سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


گفتمش یارب چرا باید دلم را خون کند
آن که با افسانه هایش خلق را افسون کند

غافل از تفسیر«لااکراه فی الدّین»روزوشب
خلق را تعریف از«والتّین والزّیتون» کند

در دیار ما که یادش رفته کم کم پیشرفت
دردها را هرکه دستش می رسد افزون کند

می زند بر ریشه ی ما تیشه دشمن از درون
رنج ها را گر مضاعف دشمن از بیرون کند

روی منبر حرفهای واعظ بی مایه کرد
آنچه با مغز جوانان باده و افیون کند

هرکه می خواهد شفای دردهای جمع را
از دل و جان پیروی بایست از قانون کند

ناگهان از در در آمد شاعری قهّار و گفت
از چه می پرسی چرا این چون کند آن چون کند؟

کار با عمّامه و قطر شکم افتاده است
خم در این محفل بزرگی ها به افلاطون کند

«خوش عمل» کم شکوه از وضعیت موجود کن
خوف دارم دستگیرت محتسب اکنون کند

جرم محرز چون تو را افساد فی الارض است او
طبق حکم حاکم شرعت به دار از ...کند!




تاریخ : جمعه 98/3/10 | 10:40 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر