سفارش تبلیغ
صبا

بینوا مردی ز مردان خدا

کاو نمی دانست آداب خلا


گفت با بهلول روزی در گذر

کای مراد مردم صاحب نظر


هست ابریقی مرا در بارگاه

کآب را در خود نمی دارد نگاه


قبل از انجام قضای حاجتم

می رود آبش ، از این ناراحتم


آب چون نبود طهارت چون کنم؟

فضله را از خود چسان بیرون کنم؟


آه از ابریق ترک برداشته

دردها روی دلم انباشته


شیخ بهلول شریف کاردان

کرد لبخندی نثار ناتوان


گفت:اول رو طهارت کن از آب

بر قضای حاجت آنگه کن شتاب


مؤمنین را این طهارت راحت است

شستنی قبل از قضای حاجت است


بینوا از حلّ مشکل شاد شد

در ره بیت الخلا ارشاد شد!




تاریخ : چهارشنبه 98/5/2 | 11:25 عصر | نویسنده : عباس خوش عمل کاشانی | نظر